مطالب

فیتیله چراغ نفتی مدیریت

آیا شما یک مدیر خوشبین هستید یا یک مدیر بدبین؟

اصلا خوش بینی چیست و چه کارکردی دارد؟

  در این زمانه با این همه وقایع بد ، آیا می‌توان هم خوشبین بود و خوشبینانه حرکت کرد؟

در شرایطی که شما از خوش‌بینی صحبت می کنید، شما را به دید یک فرد حالو می شناسند، پس چطور می توان خوشبین بود؟

 در شرایط پرتنش امروزی آیا خوش بینی آرزوی بی  پایه نیست؟

  قبل از اینکه به بررسی خوشبینی بپردازم باید مفهوم خوش بینی را تعریف کرد. خوش‌بینی یک کارکرد احساسی است که وقتی موضوع مورد نظر ما قابل تفسیر باشد معنا پیدا می کند، به عبارت دیگر خوش‌بینی به معنای انتظار وقوع رویدادهای مثبت در آینده است . در تصمیم گیری های مبهم شما خوشبینی و بدبینی را از زبان تصمیم‌گیرندگان می شنوید. خوش بینی زمانی شروع می شود که هیچ گام مشخص و قطعی برای کسب اصلاحات مفید و شفاف نمودن موضوع و همچنین هیچ اقدام عملی بیشتری نمی توان انجام داد ، مثل کسی که نزد پزشک متخصصی رفته و می‌گوید من به بهتر شدن خود خوشبین هستم این مثال مصداق ساده لوحی است.

  بگذارید خاطره‌ای برایتان بگویم: سالها پیش من مدیریت یک پروژه را به عهده داشتم، همکاری مدیر بخش دیگری بود، ایشان از نظر تخصصی در رشته خود بسیار توانمند بود، اما نسبت به مسائل نیز بسیار خوشبین بود. کارکرد خوشبینانه او زبانزد همه بود، این در حالی بود که من در اکثر مواقع با آن موافق نبودم، یکی از موارد اختلاف ما برای جذب نیروی انسانی بود. ایشان در جذب افراد بسیار خوشبین  بود و به حداقل شرایط بسنده می کرد،  کافی بود فردی تخصص و مهارت کافی را داشته باشد از نظر ایشان انتخاب خوبی بود و به کار کردن با وی بسیار خوشبین بود، اما در آن حال من اعتقاد داشتم باید علاوه بر بررسی تخصص افراد شایستگی‌های آنها نیز مورد توجه باشد.

 نهایت اینکه دو نفر توسط همکار من وارد  سازمان شدند، افرادی که از نظر تخصص بسیار خوب بودند اما شایستگی به معنای واقعی را نداشتند. در اجرای عملیات پروژه ایرادات شخصیتی و رفتاری آنها باعث بروز مشکلاتی شد، در حالیکه همکار من علت را  نه از خوش بینی خود می دانست که عقیده داشت بدشانسی آورده است.

 مثال دیگر اینکه دوست خوش بینی در مواجهه با مسئله کمبود آب و مشکلات بحران‌ها می گوید خداوند رحمان و رحیم است و قرار نیست شرایط همیشه به اینگونه باشد می گوید آینده خوب خواهد شد اما دلیل و مدرکی ندارم.

 نتیجه این که خوش بینی یک کارکرد احساسی است اگر مدیری در تصمیمات خودش از این احساس استفاده کند، اسیر خوشبینی بیش از حد یا بدبینی بیش از حد خواهد شد که در ابتدا هر دو مخرب و نابود کننده است  و پس از مسیرهای این چنین سرخوردگی تغییر زاویه به وجود می آید. یعنی چه ؟ یعنی آنکه مدیری که زیاد خوشبین باشد روزی بد بینی پیدا کرده و نسبت به همه چیز بدبین خواهد شد، به عبارت دیگر هرچپ روی، یک راست روی با خود به همراه دارد. خوش بینی زیاد حد، بسیار مخرب و بدبینی بیش از حد نیز بسیار مخرب است ، خوش بینی در مدیریت مانند فیتیله در چراغ نفتی می باشد . هرچقدر این فیتیله در نفت مناسبی غوطه‌ور باشد شعله هایی که ایجاد می کند شعله ای واقعی نورافشان و گرمازاست .

پس به فیتیله  چراغ نفتی مدیریت مورد توجه کنیم نه زیاد در نفت غوطه ور باشد که باعث تولید دود زیاد  و نور زیاد شده همزمان مواد و متریال را نابود بکند و نه اینکه زیاد بالا کشیده بشود که هم خودش را بسوزاند و هم چراغ را. راه حل پیشنهادی من به مدیران و صاحبان کسب و کار آن است که به جای خوشبینی بیش از حد، امیدوار باشند، امیدوارانه فکر و کار کنند و امیدوارانه عمل  کنند .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *