مدیریت اسبی

در این مقاله می خواهم در رابطه با یک نوع تصمیم گیری مدیران با شما صحبت کنم که اغلب مواقع به آن مشغول می باشند و آن نوع  تصمیم گیری های با نگاه کوتاه مدت می باشد
 آیا برای شما به عنوان مدیر سازمان پیش آمده با گذشت زمان مشخص شود تصمیمی که اشتباه در زمان خودش به نظر می رسیده در بلندمدت درست از آب درآمد است
 آیا برای شما به عنوان صاحب کسب و کار خیلی مواقع پیش میاد تصمیمی که امروز بد و نامناسب جلوه میکنه در بلند مدت خوب و مثبت درآید.

لابد این داستان قدیمی را شنیده اید کشاورزی  اسب اش را گم کرد ،همسایه ها با دیدن او ابراز تعصب کردند اما او می گفت چه کسی می داند که گم شدن اسب من اتفاقی مثبت یا منفی بوده است؟
 فردای آن روز اسب برگشت و به همراه خود چند اسب وحشی را نیز آورد. همسایه ها آمدند و ابراز شادی کردند کشاورز گفت چه کسی می داند که  برگشت اسب اتفاقی مثبت بوده یا منفی؟
 فردای آن روز یکی از اسب های وحشی با لگد به دست پسر کشاورز د و دست او را شکست همسایگان از بابت بخت بد او ابراز تاسف کردند و باز کشاورز جمله همیشگی خود را تکرار کرد که چه کسی می داند که این اتفاق مثبت بوده است یا منفی ؟
 چند روز بعد از طرف دولت آمدند و جوانان را به عنوان سرباز برای سربازی بردند اما چون دست پسر کشاورزی شکسته بود او را نبردند و این داستان همچنان ادامه دارد.

 مدیران در هنگام تصمیم گیری فکر و ذهن خود را تنها بر روی  اثرات کوتاه مدت تصمیم گیری متمرکز می کنند بگذارید مثالی را بزنند شما می خواهید در مناقصه ای یا وارد بازار جدیدی بشوید تمامی علائم و شواهد فعلی به شما این علامت را می دهد  ،چه نباید در این بازار یا مناقصه حضور داشته باشید ولی مدیرانی را میبینی که با یک نگاه بلندمدت در تصمیم گیری ها حضور به هم می رسانند و بعد از چند صباحی نشانه های موفقیت این تصمیم گیری خود را عیان می کند.

در این نوع تصمیم گیری دو تله وجود دارد
 اولین تله 
توجه بیش از حد به اثرات کوتاه مدت تصمیم گیری است
در واقع ما فراموش می‌کنیم که نتایج یک تصمیم در بلند مدت ممکن است با نتایج کوتاه‌مدت کاملاً متفاوت باشد و باید نگاهی به بلند مدت در تصمیم‌گیری‌های مان داشته باشیم .
مثال عینی آن انتخاب بین بد و بدتر است وقتی شما در یک نگاه کوتاه مدت به مقوله‌ها بپردازیم ، همیشه خود را در بن بست انتخاب بین بد و بدتر می بینم، ولی این در حالی است که در انتخاب های بعدی شما انتخاب بین بدتر و فاجعه را در پیش رو دارید.
 دومین تله
 این تله که معمولاً ما  انسانها در هنگام تصمیم‌گیری گرفتارآن میشویم ،عبارت است از اینکه به جای در نظر گرفتن انواع نتایج محتمل ، فقط یک نتیجه را مد نظر قرار می دهیم .مانند داستان همسایگان کشاورز

اکثر مدیران در  تصمیم گیریها  بدترین حالت ممکن را تصور می کنند و اگر شما از این نوع هستید سعی کنید به بهترین حالت ها، نیز فکر کنید و طیفی از احتمالات خوب و بد را در نظر بگیرید
 توصیه من  به مدیران و صاحبان کسب و کاری  که در  معرض این نوع تصمیم گیری ها روزانه قرار می گیرند آن است، که تنها به یک نتیجه توجه نکند و نگاهشان را روی همه احتمالات باز نگه دارد . یعنی اینکه وقتی تصمیمی را میخواهیم بگیریم فقط به نتایج و یا لطمات کوتاه‌مدت آن توجه نکنید با یک نگاه بلندمدت نتایج تصمیم مان توجه کنید
 این بار اگر اسبتان فرار کرد به یاد داشته باشید که ممکن است همین اتفاق ساده به نفع فرزند شما یا کسب و کار شما از آب درآید مهم نیست همسایگان چه می گویند.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *