چهار سطح شایستگی یادگیری یک مسیر جذاب و داستانی را روایت میکند. ابتدا «ناآگاهی نسبت به ناتوانی»: جایی که فرد نمیداند چه چیزهایی را نمیداند.
سپس «آگاهی نسبت به ناتوانی»: فرد متوجه میشود که چه چیزهایی را باید یاد بگیرد.
در مرحله بعد «آگاهی نسبت به توانایی»: فرد با تمرین و تلاش، کارهای جدید را یاد میگیرد، اما باید به آنها فکر کند. در نهایت «ناآگاهی نسبت به توانایی»: مهارت به مرحلهای میرسد که فرد آن را بدون فکر انجام میدهد. این سفر یادگیری، داستانی پر از چالش، کشف و موفقیت است..
مرحله اول شایستگی یادگیری، “ناآگاهی نسبت به ناتوانی” در سطح “ناآگاهی نسبت به ناتوانی”، فرد از چالشها و نیازهای یادگیری خود بیاطلاع است. برای مثال، یک مهندس تازهکار در شرکت تولید تجهیزات صنعتی ممکن است فکر کند همه چیز را درباره طراحی پمپهای فشار قوی میداند، اما در واقع از پیچیدگیهای واقعی بیخبر است. او هنوز نمیداند که نیاز به یادگیری فراوان دارد. این مرحله، لحظهای است که فرد باید متوجه شود که هنوز چیزهای زیادی را نمیداند. برای این مهندس، این یک فرصت عالی است تا بفهمد که باید دانش خود را افزایش دهد و برای یادگیری آماده شود.
برای شناسایی اینکه فرد در مرحله “ناآگاهی نسبت به ناتوانی” است یا خیر، میتوان سوالاتی مانند اینها پرسید:
-1 آیا به چالشهایی که با آنها مواجه است، توجه دارد؟
-2آیا احساس میکند که همه چیز را میداند؟
-3آیا تمایل به یادگیری بیشتر ندارد؟
اگر پاسخ این سوالات مثبت باشد، احتمالاً فرد در این مرحله قرار دارد.
مرحله دوم شایستگی یادگیری، “آگاهی نسبت به ناتوانی” تصور کنید همان مهندس تازهکار پس از چند هفته کار با پروژههای پیچیده، متوجه میشود که اطلاعات و مهارتهایش کافی نیست. او در کلاسهای آموزشی شرکت میکند و به دنبال یادگیری اصولی طراحی پمپهای فشار قوی میرود. او اکنون آگاه است که چه چیزهایی را نمیداند و باید روی نقاط ضعف خود کار کند. این مرحله، زمانی است که در مرحله دوم “آگاهی نسبت به ناتوانی”، میتوان سوالاتی مانند اینها پرسید:
-1آیا فرد متوجه شده که در برخی موارد دانش کافی ندارد؟
-2آیا احساس میکند که نیاز به یادگیری و بهبود دارد؟
-3آیا تمایل دارد که در دورههای آموزشی یا کارگاههای تخصصی شرکت کند؟
اگر پاسخ این سوالات مثبت باشد، احتمالاً فرد در این مرحله قرار دارد. فرد به نقاط ضعف و نیاز به تلاش بیشتر پی میبرد.
مرحله سوم شایستگی یادگیری، “آگاهی نسبت به توانایی” فرض کنید مهندس تازهکار پس از گذراندن دورههای آموزشی و تمرینات عملی، حالا میتواند یک پمپ فشار قوی را طراحی کند. او با دقت و توجه، پروژهها را انجام میدهد، اما هنوز برای هر مرحله باید فکر کند و زمان بگذارد. این مرحله، زمانی است که فرد توانایی انجام کار را پیدا کرده، اما هنوز به تمرین و تکرار نیاز دارد تا مهارتش را به سطح ناخودآگاه برساند.
در مرحله سوم “آگاهی نسبت به توانایی”، سوالاتی مانند اینها میتواند کمک کند:
-1 آیا فرد میتواند وظایف را به درستی و با دقت انجام دهد؟ -2آیا هنوز برای انجام کارها نیاز به فکر کردن دارد؟
-3آیا مهارتهای جدیدی را در عمل به کار میگیرد؟
اگر پاسخ این سوالات مثبت باشد، فرد در این مرحله قرار دارد.
مرحله چهارم شایستگی یادگیری، “ناآگاهی نسبت به توانایی” در این مرحله، مهندس ما به جایی رسیده که مهارتهایش را به طور خودکار و بدون نیاز به فکر کردن انجام میدهد. او میتواند پمپهای فشار قوی را به راحتی طراحی و مشکلات را حل کند. این توانایی به او این امکان را میدهد که به پروژههای بزرگتر و پیچیدهتر فکر کند. این مرحله، نشاندهنده تسلط کامل بر مهارتها و قابلیت استفاده ناخودآگاه از آنهاست.
در مرحله چهارم “ناآگاهی نسبت به توانایی”، سوالات زیر میتواند کمک کند:
-1 آیا فرد میتواند وظایف را به صورت خودکار و بدون نیاز به فکر کردن انجام دهد؟
-2 آیا مهارتها به بخشی از ناخودآگاه او تبدیل شده است؟ –3آیا دیگر نیاز به تمرکز و تلاش برای انجام کارها وجود ندارد؟ اگر پاسخ این سوالات مثبت باشد، فرد در این مرحله قرار دارد.
حال با دانستن این چهار مرحله برای طراحی الگوی رشد افراد در سازمان، میتوانید مراحل زیر را در نظر بگیرید:
- مرحله ناآگاهی نسبت به ناتوانی: آموزشهای پایه و عمومی برای آشنا شدن با مفاهیم اولیه و اهداف سازمان.
- مرحله آگاهی نسبت به ناتوانی: ارزیابی مهارتها و نیازهای یادگیری فرد، ارائه بازخورد و پیشنهاد دورههای تخصصی.
- مرحله آگاهی نسبت به توانایی: واگذاری پروژههای عملی و نظارت بر عملکرد فرد برای اطمینان از تسلط بر مهارتها.
- مرحله ناآگاهی نسبت به توانایی: ایجاد فرصتهایی برای بهکارگیری مهارتها در پروژههای چالشبرانگیز و پیشرفته.
با این الگو میتوانید افراد را به صورت پیوسته از مراحل خامی به پختگی برسانید و در مسیر شایستگی قراردهید .




