به گفته خودش یک شاگرد عالی است.
رک و با ادب
به رویکرد حل مسئله اعتقاد دارد ومتعهد است بدون تعریف سئوال درست ، ما در تله بازی کردن هستیم
حل مسئله با رویکرد تفکر سیستمی
ساده ساز پیچیدگی ها
درباره من
در سیزدهم تیرماه ۱۳۴۸، در گرمای یک تابستان داغ، سفر زندگی من آغاز شد؛ سفری که در تمام مسیر آن، یادگیری، رشد، مدیریت انسانمحور و توسعه سرمایههای انسانی، محور اصلی حرکت بوده است.
بیش از سه دهه از زندگی حرفهای خود را در صنایع بزرگ کشور سپری کردهام؛ از مجموعههای بزرگ صنعتی همچون فولاد مبارکه و ذوبآهن اصفهان تا شرکتها و پروژههای پیچیده مهندسی و خدماتی. به عنوان مهندس مکانیک و دانشآموخته مدیریت، فرصت حضور در مسئولیتهای گوناگون از سرپرستی و مدیریت اجرایی تا مدیرعاملی و ریاست هیئتمدیره را داشتهام؛ مسئولیتهایی که هر یک برای من فرصتی ارزشمند برای یادگیری، تجربهاندوزی و رشد بودهاند.
با وجود تمام مسئولیتها و جایگاههای مدیریتی، همواره خود را یک «شاگرد مادامالعمر» دانستهام؛ فردی که باور دارد یادگیری هیچ نقطه پایانی ندارد و هر انسان، هر تجربه و هر چالش میتواند معلمی ارزشمند باشد. این نگرش، زیربنای مسیر حرفهای و شخصی من بوده است.
در طول سالها فعالیت حرفهای، بیش از هر چیز به توسعه و توانمندسازی انسانها علاقهمند بودهام. به عنوان کوچ، منتور، مشاور و مربی سازمانی، افتخار داشتهام در کنار مدیران، کارشناسان و رهبران آینده سازمانها باشم و در مسیر رشد و شکوفایی آنها نقشآفرینی کنم. باور دارم بزرگترین دستاورد یک رهبر، موفقیت کسانی است که در کنار او رشد کردهاند.
علاقه عمیق من به حوزههای مدیریت، رهبری، توسعه سازمانی و مدیریت دانش، مرا به پژوهش و تولید محتوا نیز سوق داده است. حاصل بخشی از این تلاشها، تألیف کتاب «معماری دانش سازمانی (MIM)» است؛ کتابی که با هدف ارائه نگاهی کاربردی به مدیریت و معماری دانش در سازمانهای امروز نگاشته شده و بخشی از دغدغه همیشگی من برای توسعه سرمایههای دانشی سازمانها را بازتاب میدهد.
از منظر فکری، همواره از آموزههای اندیشمندانی چون پیتر دراکر و دمینگ الهام گرفتهام. آنها به من آموختند که مدیریت تنها مجموعهای از ابزارها و تکنیکها نیست؛ بلکه هنری برای ساختن آیندهای بهتر، خلق ارزش و رشد انسانهاست.
امروز، پس از سالها تجربه، آموختن و همراهی با انسانهای ارزشمند، رسالت زندگی خود را در یک جمله خلاصه میکنم:
«بگذار دیگران پرواز کنند تا من عرش را سیر کنم.»
این جمله، فلسفه زندگی، رهبری و نگاه من به توسعه انسانهاست.
و کلام آخر را با سخنی از حکیم توس، ابوالقاسم فردوسی، به پایان میبرم:
جهان یادگار است و ما رفتنی
به گیتی نماند به جز مردمی
سراینده باش و فزاینده باش
شب و روز با رامش و خنده باش
با آرزوی رشد، بالندگی و موفقیت برای همه انسانهایی که در مسیر یادگیری و توسعه گام برمیدارند.
